سلام بر تو که منتظری تا از پرده غیبت بیرون آیی و دنیا را پر از طراوت و زیبایی نمایی!
گاهی وقتها که دلم میگیرد، یادم به تو میافتد... تویی که از همه مهربانتری!
از غمهای دلم خبر داری... میدانی که دنیا پر از رنج است... بدون تو هیچ بهاری لبخند نمیزند... بدون تو تمام فصلها سرد و خزانزده است و «شکفتن» سرابی بیش نیست!
بی تو آسمان، گرفته و غبارآلود است
و زمین حای زندگی نیست! نفس کشیدن در این سرای غمزده چه دشوار است!
تو منتظری تا دلهایمان از آلودگی گناه پاک شود... منتظری تا ما در مسیری قدم بگذاریم که پر از لبخند زیبای توست!
ای پناهگاه دلتنگیها و خستگیهایم!
میدانم که یک روز میایی و دنیا را پر از نور و لبخند میکنی!
دلم میخواهد ان روز باشم و آرزوی دیدنت در دلم نماند!
میدانم که میآیی و همه حس میکنند کسی آمده تا دنیا را آنطور بسازد که باید باشد!
گاهی فقط به «السلام علیک یا مهدی» میاندیشم و امید و زندگی، دوباره در دلم روشن میشود.
به امید آن روز